X
تبلیغات
رایتل

درد عشق امیر یوسف

غوغای عشق در دفتر عشق امیر یوسف

سه‌شنبه 26 آذر‌ماه سال 1387 ساعت 08:25 ق.ظ

ای کاشک میشد حرفامو بشنوی

ای کاشک میشد فریاد بزنم

ای کاشک میشد فریاد بزنم همه ی مردم بشنون دیگه از دست تو خستم ای کاشک میشد قلبمو میدید ببینید که چقدر جای خنجر رو دلم هست .

ای کاشک میشد خط به خط از نوشته های توی قلبمو بخونید ای کاشک میشد جلوی این اشکامو بگیرم ای کاشک میشد از دست من همه راهت میشدن .

ای خدا دیگه بریدم

ای کاشک میشد صدامو بشنوی ای کاشک میشد حرفامو گوش کنی ای کاشک میشد تو رو ببینم

دیگه نمی دونم چیرو بگم تا باور کنی خستم ...با توم

چرا باید هرچی غم باشه مال من باشه مگه این دل من چقدر جا داره؛تا کی ببینم زخمای دلمو باید تا کی بکشم زخمای دلمو به اینور اونور .

هر کی جای من بود تا حالا جا می زد خودشو راهت میکردو همه رو داغدار می کرد.

 آخ زخمای من شمردنی نیست. میگن برای مرد زشته که حرفای دلشو به کسی بگه مگه مرد چه گناهی کرده که باید غصه هاشو تو دلش نگهداره

باشه منم نمیگم بزارید توی این دلم بمونه اونقدر بزرگش تا اندازه ای دنیا شه .

دیگه بسته منم می دونم از این به بد چی کار کنم

با من حرف بزن منم بندی تو خدا آره با توم .