X
تبلیغات
رایتل

درد عشق امیر یوسف

غوغای عشق در دفتر عشق امیر یوسف

دوشنبه 13 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 09:36 ق.ظ

جایگاه تو

اگر بدانی جایگاهت کجاست ، مرا باور میکنی
اگر بدانی چقدر دوستت دارم ، درد مرا درمان میکنی
تو عزیزی برایم ، تو بی نظیری برایم
حرف دلم به تو همین است
قلبت می ماند تا آخرین نفس برایم
اگر بدانی چقدر عاشقت هستم به این عشق شک میکنی
شاید باور نکنی تا این حد دیوانه وار عاشقت هستم
اما باور کن ، چشمهایت را باز کن و حال و روز مرا ببین
این بی قرار ها و لحظه شماری های مرا ببین
درون غوغای عشق گم شده ام
گمشده ای هستم کهتنها  تو را میبینم
و تنها تو میتوانی مرا پیدا کنی
نه ادعای عاشقی دارم و نه شعار میدهم
ردپای مرا ببین که به کجا میروم!
میروم همان جایی که تو خواهی آمد
مینشینم به انتظارت تا تو بیایی
شاخه گلی را تقدیم به تو میکنم
تو را می بوسم و نوازش میکنم
تا تصویر عشق زیباتر شود
تا هوای با هم بودن عاشقانه تر شود
ما هر دو میدانیم مثل همه بی وفا نیستیم
ما هر دو میدانیم اهل خیانت و بی وفایی نیستیم
ما هر دو میدانیم آمده ایم که به عشق هم زندگی کنیم و با هم بمیریم
شاید این جمله شبیه قصه ها باشد
شاید این حرفها تنها شعر و شعار باشد
اما آنچه با ارزش است همان است که در دل من و تو است
همیشه در کنارت میمانم
با من هم کنار نیایی باز هم عاشقت میمانم
میدانم تو نیز همیشه با من میمانیتو جایگاه واقعی خودت را میدانی
گرچه جایگاهت بالاتر از قلب من است
اما قلبم تا ابد مال تو است ، بمان و مرا یاری کن
دلم را از  هر چه غم در این دنیاست خالی کن
اگر بدانی جایگاهت کجاست
به آن اندازه که برایت میمیرم ، عاشقم میمانی