درد عشق امیر یوسف

غوغای عشق در دفتر عشق امیر یوسف

درد عشق امیر یوسف

غوغای عشق در دفتر عشق امیر یوسف

متهم ، ولی بی گناه

 

حالا که به خاطر تو بر روی دلم پا گذاشتم چند لحظه نیز به من نگاه بینداز!

حالا که به خاطر تو از صبح تا شب گریه میکنم ، 

 یک لحظه نیز به حرف دلم گوش کن!

چرا به بیراهه میروی ، دیگر بهانه هایت برایم تکراری شده ،

 بی وفایی کار همیشگی ات شده!

نمیخواهم اینبار نیز من مجرم این قصه ی تلخ باشم، 

نمیخواهم اینبار هم من متهم ردیف اول باشم!

من که گناهی نکردم ای خدا ،  

چرا اینگونه باید در عذاب لحظه های عاشقی باشم!

نه اینبار عاشق شدنم گناه نبود ،  

این احساس پاک قلب بیچاره ی من بود ، 

که تو باور نکردی و قلبم را زیر پاهایت له کردی!

تو باور نکن اما من به اندازه ی تمام بی محبتی هایی 

 که به من کردی دوستت دارم!

تو مرا از خانه قلبت بیرون بینداز ، من در خانه ی قلبت مینشینم ، 

تو به من محبت نرسان ، من در همانجا میمیرم!

به خاطر تو غرورم را شکستم ، حرف دلم را باور نکردم 

 و باز به انتظارت نشستم 

لحظه ای برگرد و ببین که من با التماس در خاکت نیز سجده کردم!

با وجود تمام بی محبتی هایت ،حالا که به خاطر تو همه ی زندگی ام را 

فدایت کردم ،راضی نیستم که تو حتی یک 

 تار مویت را فدای عشق بی پایانم کنی ! 

تو مرا از خانه قلبت بیرون بینداز ، من در خانه ی قلبت مینشینم ، 

تو به من محبت نرسان ، من در همانجا میمیرم!

خیالی نیست

 

عاشق ستاره ام اما هیچگاه به او نمیرسم!

درد دوری ، درد همه عاشقان است ، اما درد من دردی تازه است که بی دواست،

عشق من بی ریاست ، اگرچه همیشه بی صداست ، بشنو صدای گریه هایم را 

که این غمی ناآشناست!

عاشق عشقی هستم که هیچگاه به او نمیرسم ،  میدانم چه لذتی دارد  

در کنار او بودن اما هیچگاه نمیتوانم در کنار او باشم ، برایش از عشق بگویم 

و بی غم باشم!

او در قلب من است ، اما در کنارم نیست ، این خواسته سرنوشت است که 

این عشق پاک ، رویایی بیش نیست!

برای من خیالی بیش نیست که او مال من است ،

اگر از من بپرسند  میگویم او دنیای من است!

کسی نمیداند که در این دل چه میگذرد ، سخت در عذاب است  لحظه هایی 

که بی او نمیگذرد!

تو کجا و من کجا ای عشق بی پایان من ، تو در آن سو هستی و من در گوشه ای

 تاریک ، به تو مینگرم ای سرچشمه روشنیها ، و حسرت عشقی را میخورم 

که هست اما نیست!

عشقی که در قلب من است ولی جرات گفتنش نیست ، 

اما من عاشقت میمانم هیچ خیالی نیست!

چرا مرا تنها گذاشتی؟

 

چشمانم را باز کردم و تو را دیدم ، عاشقت شدم

اما تا یک لحظه چشمهایم را بستم دیگر تو را ندیدم!

دیگر به شکستن عادت کرده ام ، آنقدر سوخته ام که خاکستر شده ام!

آنقدر بی وفایی دیده ام که خودم نیز بی وفا شده ام!

آنقدر اشک ریخته ام که دیگر همه جا را خیس میبینم ،

آنقدر لحظه های زندگی را با غم و غصه سپری کرده ام که برای همیشه 

همنشین غمها شده ام!

نمیدانستم فاصله بین عاشق شدنم و یک لحظه بستن چشمهایم ، جداییست!

نمیدانستم سهم همه ما عاشقان بی وفاییست، پایان این راه یک جاده خاکیست!

کاش هیچگاه تو را نمیدیدم، کاش هیچگاه عهد عشق را با تو نمیبستم!

بشکند قلبم که عاشق شد ، بسوزد احساسم که در راه تو فدا شد....

حال و هوای دلم مثل خزان است ، این حال ، درد همه عاشقان است!

فصل های دلم بی بهار است ، در حسرت شکفتن غنچه محبت نشسته ام ، 

این انتظار بی پایان است!

چشمانم را باز کردم و عاشقت شدم، یک لحظه چشمانم بستم و دیدم تو رفته ای...

مرا تنها گذاشته ای و بار سفر را بسته ای !

تو که عاشقم نبودی ، پس چرا گفتی عاشقی، تو که دوستم نداشتی ،

پس چرا به پای من نشستی، تو که میگفتی همیشه با منی ، 

پس چرا مرا تنها گذاشتی... 

رویای عشق من

 دیدنت در خواب نیز برایم شیرین است

دیدنت در رویاها برایم دلنشین است

تو در رویاهای منی

تو شبها در آسمان تاریک دلم ، ماه منی

دیدنت در خواب آغاز یک روز زیباست

به عشقت میگذارنم روزها و شبها را

تا بیاید لحظه ای که شب و روز در کنارت باشم

تو خوابی و من در آغوشت باشم

تو از خواب بیدار میشوی و من نظاره گر آن روی ماهت باشم

تمام رویاها و تمام لحظه های زندگی ام پر شده از رازهای شیرین عشق تو

این راز آغازیست برای دلتنگی ات ،

آوازیست برای تو را خواندن ، پروازیست برای به سوی تو آمدن

تا بیاید لحظه ای که تو را از دور دستها ببینم و

از شوق در آغوش کشیدنت بالهایم را با عشق به پرواز درآورم

آنقدر بال بزنم تا لحظه ها را از دست ندهم

تو بر روی ابرها نشسته ای و من در لا به لای ابرها چهره درخشانت را میبینم

ابرها را کنار میزنم و به سوی تو می آیم

این لحظه چقدر زیباست!

دیدنت در خواب نیز برایم شیرین است

دیدنت در رویاها برایم دلنشین است

عشق من به تو یک عشق آتشین است

میسوزم در آتش عشقت
و خاکستر میشوم تا باور کنی چقدر دوستت دارم عزیز راه دورم....

خیال باطل

 برای دانلود دکلمه شکلات روی عکس کلیک راست کرده و گزینه Save Target As را بزنید

 

صدایت هنوز در گوشم است

تکرار حرفهای عاشقانه ات در قلبم، عذاب هر روزم است

اینکه دلی میشکند و اشکی میریزد عادت لحظه های عاشقانه است

کاری نمیتوان کرد ، حرفی نمیتوان زد ، مقصر دل من است

همیشه میگفتم اینبار دیگر اشتباه اول و آخر من است .

ولی افسوس که این اشتباه پی در پی من بود

فکر میکردم اینبار دیگر تو با بقیه فرق داری ، این خیال باطل من بود

تمام دلخوشی من ، یک جمله صداقت از میان تمام حرفهای دروغت بود!

طلوع فردا ، امیدی دوباره در قلبم بود ،

طلوعی ندیدم ، غروب عشق تصویر سیاه زندگی ام بود.

نه عشق اولت بودم ، نه عشق آخرت

من تنها کسی نبودم که در قلبت بودم

هنوز اسیر دل بی وفای توام

هنوز خیره به چشمهای خمار توام

دلم ، بدجور درگیر دل سیاه تو است

با اینکه بی وفایی دیده ام ،اما هنوز عاشق توام

به خدا این رسمش نیست ، مرا باور کن که محتاج عشق پاک توام

دل به دریا زدم که فراموشت کنم ،

هنوز عشق نمرده است که مثل شمع خاموشت کنم،

هنوز هم میخواهم مثل پروانه در راه این عشق بسوزم...

مرا فراموش کن

برو که تو لایق قلب پاکم نیستی

تو برایم یک عشق واقعی نیستی

برایم همیشگی نیستی ، ماندنی نیستی

برو که دیگر دوستت ندارم ،

راستش را بخواهی دلم را به تنهایی هدیه داده ام

برو که دیگر برایم عزیزترین نیستی ،

قلب من بازیچه دست تو بود ، تو برایم هیچکس نیستی!

دیگر به وجودت هیچ نیازی ندارم ،

عشق را مقدستر از آن میدانم که تو را معشوق خودم بدانم

التماس نکن که جنس قلبم از سنگ شده ،

دلم برای آرامش و تنهایی تنگ شده.

برو که ارزش من بالاتر از تو است ،

تمام غصه های دلم از عذاب لحظه های با تو بودن است

فراموشم کن که من رفتنی هستم ،

در گوشه تنها و خلوت دلم ماندنی هستم

با من نمان که دیگر هیچ احساسی ندارم به تو ،

التماس نکن که دیگر هیچ علاقه ای ندارم به تو

برو که تو لایق قلب پاکم نیستی ، برو که تو برایم هیچکس نیستی