درد عشق امیر یوسف

غوغای عشق در دفتر عشق امیر یوسف

درد عشق امیر یوسف

غوغای عشق در دفتر عشق امیر یوسف

من و تو

 قلب تو قلب یه سنگِ

قلب من قلب یه شیشه

حرفای تو مثل یه بادِ

گفته ی من سکوت و خوابِ

عشق تو عشق سراب

عشق من رویای وصال

راه تو همش گلایه

برای من راهی جزء سکوت نمونده

نگاه تو غروب خاک

نگاه من آغاز راه

دل تو ...

دل من پراز نیاز

رویای تو، تو خواب

رویای من سراب،خراب

راه من تو جدا

شب تو پراز ستاره

شب من بی فروغ

ای کاشک میشد حرفامو بشنوی

ای کاشک میشد فریاد بزنم

ای کاشک میشد فریاد بزنم همه ی مردم بشنون دیگه از دست تو خستم ای کاشک میشد قلبمو میدید ببینید که چقدر جای خنجر رو دلم هست .

ای کاشک میشد خط به خط از نوشته های توی قلبمو بخونید ای کاشک میشد جلوی این اشکامو بگیرم ای کاشک میشد از دست من همه راهت میشدن .

ای خدا دیگه بریدم

ای کاشک میشد صدامو بشنوی ای کاشک میشد حرفامو گوش کنی ای کاشک میشد تو رو ببینم

دیگه نمی دونم چیرو بگم تا باور کنی خستم ...با توم

چرا باید هرچی غم باشه مال من باشه مگه این دل من چقدر جا داره؛تا کی ببینم زخمای دلمو باید تا کی بکشم زخمای دلمو به اینور اونور .

هر کی جای من بود تا حالا جا می زد خودشو راهت میکردو همه رو داغدار می کرد.

 آخ زخمای من شمردنی نیست. میگن برای مرد زشته که حرفای دلشو به کسی بگه مگه مرد چه گناهی کرده که باید غصه هاشو تو دلش نگهداره

باشه منم نمیگم بزارید توی این دلم بمونه اونقدر بزرگش تا اندازه ای دنیا شه .

دیگه بسته منم می دونم از این به بد چی کار کنم

با من حرف بزن منم بندی تو خدا آره با توم .

گل من باغچه ی نو مبارک

چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید وبه جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد.زل بزنیو به جای که لبریز، کینه و نفرتشی حس کنی که هنوزم دوسش داری .

چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوارغرورش همه وجودت لحه شد
چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچیزی جز سلام نتونی بگی
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری

چقدر سخته گل آرزوهاتو توباغ دیگی ببینی وهزار بار تو خودت بشکنی واون وقت آروم زیر لب بگی ،

گل من باغچه ی نو مبارک

ع ش ق

در خیالم به خودم جرئت ندادم کسی را قبله آمال آرزوهایم قرار دهم چون بیم دارم
از خودم گفتم و از عشق به راستی عشق یعنی چی  ع  ش  ق
تو یه وبلاگ خوندم : بارها از خویش پرسیده ام " اگر عاشقان نامدار تاریخ به هم رسیده بودند آیا باز هم عاشق می ماندند؟!!
منم از خودم پرسیدم لیلی مجنون واقعا می تونستن یه عمر با هم زندگی کنند  بدون اینکه از هم خسته بشند؟؟؟ می تونستند!؟؟؟

یکی بو دوتا نبود

یکی بود و یکی نبود تو این جهان پر دروغ

بجز تو و بجز خد ا 

تو زندگیم هیچکی نبود

بدون تو منی نبود 

که واسه تو فدا بشه

نبود کسی که مثل تو 

لیلی قصه ها بشه

بدون تو نه قصه بود 

نه من نه زندگی نه عشق

بدون تو نبود کسی  

عاشق و پاکیزه سرشت

اما بدون من نفس  

بازم می موند تو سینه ها

نه دیگه گم می شد کسی  

تو پیچ و تاب جاده ها

بیا با هم باشیم

بیا با هم باشیم ، از هم بگوییم ، با دل باشیم... 
بیا من و تو برای هم باشیم و با عشق هم زندگی کنیم... 
با عشق تو زندگی میکنم ، با تو نفس میکشم و با تو عاشقترینم! 
عزیزم بیا تا در آن چشمان زیبایت نگاه کن، درون چشمهایت یک دنیا عشق میبینم! 
درون چشمهایت فرداهای زیبای با تو بودن را می بینم! 
بیا برای هم باشیم ، با هم بمانیم و در این راه نفسگیر زندگی همسفر هم باشیم! 
بیا اولین و آخرین سفر را در این جاده زندگی با هم باشیم! 
سفری به آن سوی سرزمین خوشبختی ، سفری به سوی مرز رسیدن! 
بیا و یک لحظه دستانت را به من بده تا برای یک عمر آن را درون دستانم بگیرم و بفشارم  
و دیگر حتی یک لحظه نیز آن را رها نکنم! 
بیا و یک لحظه به چشمانم نگاه کن تا برای یک عمر چشمانت به چشمان من طلسم شود! 
بیا و یک لحظه با من باش ، تا برای یک عمر با هم بمانیم عزیزم... 
بیا برای هم باشیم ، از هم بگوییم با عشق باشیم! 
بیا بگو آنچه در آن دل مهربانت میگذرد، بگو که چقدر مرا دوست داری ! 
میخواهم تا ابد با عشق تو زندگی کنم ، حتی اگر در کنارم نباشی ! 
میخواهم به عشق تو لحظه های سرد تنهایی را بگذرانم ، حتی اگر مرا دوست نداشته باشی! 
بعد از تو عاشق می مانم ولی تنها میشوم ، خوشبخت می مانم ولی نا امید میشوم! 
خوشبختی من یعنی عاشق تو ماندن ، و با عشق تو نفس کشیدن! 
خوشبختی من یعنی به یاد تو بودن ، و با خاطرات تو زندگی کردن!
بیا بدون هم نباشیم ، نه من بی تو و نه تو بی من!
بیا با هم باشیم ، از هم بگوییم با عشق باشیم....