X
تبلیغات
رایتل

درد عشق امیر یوسف

غوغای عشق در دفتر عشق امیر یوسف

سه‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 12:42 ب.ظ

همه جا عشق تو

قلبم را دادم به تو که عشق منی
با تو آمدم، آمدم تا جایی که تو میخواهی
با تو می آیم ، می آیم به هر جا که بروی
با تو میروم ، میروم هر جا که بروی....
همه جا با توام ، نیست جایی که بی تو باشم
نیست هوایی که بی تو نفس کشیده باشم
نیست یادی در قلبم جز یاد تو ، نیست مهری جز مهر تو در دلم
چشمانم هنوز غرق نگاه زیبای تواند
آنچه پنهان است در پشت نگاهت دنیای عاشقانه من است
همه جا با توام ، آنجا و اینجا در قلبم ، اینجا و آنجا در قلبت
می تابم و و میتابی ، میمانم و میمانی، میدانم و میدانی
که چقدر هم تو مرا دوست داری ، هم من دیوانه توام...
چه خوب میفهمی در دلم چی میگذرد
چی خوب معنا میکنی نگاهم را ، چه عاشقانه میشنوی حرفهایم را
پاسخ دل گرفته ام را با عشق میدهی، وقتی دلتنگم
خبر داری از دل تنگم
وقتی تشنه دیدارم
سیراب میکنی مرا عشقم
همه جا با همیم ، نیست جایی که بی تو باشم
نیست راهی که بی تو رفته باشم..
همه جا خاطره ، همه جا عشق ، همه جا عطر حضور تو
جایی نیست که نباشد عطر نفسهای تو
همه جا خاطره ، جایی نیست که نمانده باشد یادی از تو....
تویی که جان داده ای به تنم و این یاد تو است که نفس میدهد
به این تنی که روحش در وجود تو است
روح عشق در وجودمان، این است روزهای زندگی مان
با عشق روزمان شب میشود و با یاد هم شبهایمان را سر میکنیم...
همه جا با توام ، تو اینجا همیشه در قلبمی و
من آنجا باز هم به عشقت نفس میکشم...