X
تبلیغات
رایتل

درد عشق امیر یوسف

غوغای عشق در دفتر عشق امیر یوسف

سه‌شنبه 20 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 03:34 ب.ظ

خسته شدم

من دیگه خسته شدم بس که چشام بارونیه

 پس دلم تا کی فضای غصرو مهمونیه

من دیگه بسه برام تحمل این همه غم

بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد وکم

وقتی فایده ای نداره غصه خوردن واسه چی

واسه عشقای تو خالی ساده مردن واسه چی

نمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم

نمی خوام گناه بی عشقی بی افته گردنم

نمی خوام در به دره پیچ و خم این جاده شم

واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم

یا یه موجود کم و خالی پرافاده شم

وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم

همه حرف خوب می زنن اما کی خوبه این وسط

بد و خوبش به شما ما که رسیدیم ته خط

قربونت برم خدا چقدر غریبی رو زمین

آره دنیا ما نخواستیم دلو با خودت نبین

 

نمی خوام در به دره پیچ و خم این جاده شم

واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم

یا یه موجود کم و خالی پرافاده شم

وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم

اینهمه چرخیدی و چرخوندی آخرش چی شد ؟

اون بلیط شانس دایم بگو قسمت کی شد ؟

همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست ؟

یکشنبه 4 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 10:55 ق.ظ

درد عشق

درد من عاشقیست

درد من عاشقیست ، احساسم در این روزها دلتنگیست!

دردی در سینه ام دارم که تنها قلبم میداند !

احساسی در قلبم دارم که تنها خدا میداند !

این روزها دلم بدجور هوایت را کرده است ، دلم برایت تنگ شده است!

خیلی برایم عزیزی عزیزم ، تا تو را دارم هیچ غمی جز غم دوری ات در دل ندارم!

کاش در کنارم بودی ، کاش بودی تا دیگر هیچ غمی در دل نداشتم !

نیاز من در کنار تو بودن است ، آرزوی من همیشه با تو بودن است !

خسته نمی شوم از دلتنگی اما شاید لحظه ای تنها دلشکسته شوم!

می سازم با این لحظه های دور از تو بودن و میگذرانم این لحظه های نفسگیر را!

از من خواسته بودی هیچگاه اشک نریزم ، راستش را بخواهی اینک چشمانم پر از اشک

است !چشمم مثل قلبم صبور نیست! زود می شکند و زود دلش هوای دیدن تو را میکند!

درد من ، درد تو است ، درد ما درد عشق است !

با درد عشق سوختم ، با لحظه های دلتنگی ساختم ، عاشق ماندم و عاشقانه با یادت

زندگی میکنم !

در لحظه های دلتنگی در گوشه ای مینشینم و به تو می اندیشم ...

دلم بدجور بهانه میگیرد ، تو مال منی اما در کنارم نیستی !

درد من عاشقیست ، دردی که دوای آن فقط تویی !

بیا و با حضورت در کنارم مرا درمان کن!

در این لحظه هایی که در کنارم نیستی دلم تنها تو را میخواهد !

تنها تو میتوانی درد دلم را درمان کنی !

درد من عاشقیست

درد من عاشقیست ، احساسم در این روزها دلتنگیست!

دردی در سینه ام دارم که تنها قلبم میداند !

احساسی در قلبم دارم که تنها خدا میداند !

این روزها دلم بدجور هوایت را کرده است ، دلم برایت تنگ شده است!

خیلی برایم عزیزی عزیزم ، تا تو را دارم هیچ غمی جز غم دوری ات در دل ندارم!

کاش در کنارم بودی ، کاش بودی تا دیگر هیچ غمی در دل نداشتم !

نیاز من در کنار تو بودن است ، آرزوی من همیشه با تو بودن است !

خسته نمی شوم از دلتنگی اما شاید لحظه ای تنها دلشکسته شوم!

می سازم با این لحظه های دور از تو بودن و میگذرانم این لحظه های نفسگیر را!

از من خواسته بودی هیچگاه اشک نریزم ، راستش را بخواهی اینک چشمانم پر از اشک

است !چشمم مثل قلبم صبور نیست! زود می شکند و زود دلش هوای دیدن تو را میکند!

درد من ، درد تو است ، درد ما درد عشق است !

با درد عشق سوختم ، با لحظه های دلتنگی ساختم ، عاشق ماندم و عاشقانه با یادت

زندگی میکنم !

در لحظه های دلتنگی در گوشه ای مینشینم و به تو می اندیشم ...

دلم بدجور بهانه میگیرد ، تو مال منی اما در کنارم نیستی !

درد من عاشقیست ، دردی که دوای آن فقط تویی !

بیا و با حضورت در کنارم مرا درمان کن!

در این لحظه هایی که در کنارم نیستی دلم تنها تو را میخواهد !

تنها تو میتوانی درد دلم را درمان کنی !

جمعه 2 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 11:57 ق.ظ

...

چنان از زندگی دلتنگ و دلگیرم که روزی عاشقانه مرگ خود را جشن می گیرم