X
تبلیغات
رایتل

درد عشق امیر یوسف

غوغای عشق در دفتر عشق امیر یوسف

یکشنبه 5 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 11:11 ب.ظ

یکی بود یکی نبود

یکی بود یکی نبود ، من بودم و تو نبودی
زیر سقف اتاق تنهایی ، تو را میخواستم و رفته بودی
یکی عاشق بود ، یکی بی وفا
من مثل شیشه شکستم و تو خرده شیشه ها را گذاشتی زیر پا
یکی به انتظار ، یکی بی خیال
من در انتظارت نشستم و تو شدی حسرتی در این انتظار
یکی بود یکی نبود ، من بودم و تو رفته بودی
برای پیدا کردنت هیچ ردپایی از خودت نگذاشته بودی
یکی چشمهایش پر از اشک شده ، یکی به جرم دلشکستن فراری شده
یکی اینجا باز هم عاشق است ، یکی در حال فراموش کردن است!
دلم به هوای تو ، بی هوا ، سر به بیابان گذاشته
، اما نمیداند که دیگر کار از کار گذشته
، دیگر دلت از خط پایان گذشته و این منم که هنوز به آخر قصه نرسیده ام
جا مانده ام  در قصه ای که حکایت از مجنونی تنها دارد
این قصه دیگر همچو آغازش جایی برای لیلی بی وفا ندارد
سرانجام همه دلتنگی ها ، همه آن قول و قرارها همین بود
فاصله من و تو بین آسمان و زمین بود
تو پرواز کردی و من خاک شدم
مثل یک قطره آب در وسعت یک کویر خشک گرفتار شدم...
یکی بود یکی نبود ، من بودم و تو نبودی
تا چشم بر روی هم گذاشتم ، برای همیشه از کنارم رفته بودی...