X
تبلیغات
رایتل

درد عشق امیر یوسف

غوغای عشق در دفتر عشق امیر یوسف

شنبه 28 آذر‌ماه سال 1383 ساعت 03:09 ب.ظ

دردی...

دوستان عزیزاین پست را در قبال پست قبلی و ایمیل های شما عزیزان که ابراز شکست در عشق را کرده اید می نویسم

دردی  فراتر از درد های عاشقانه در درد عشق عاشقان

آهای آدمیان ، ای عاشقان ، ای راهیان ، ای عارفان ، ای صادقان ، ای

 شکست خوردگان …

آهای همه به من عاشق بنگرید ، من یافتم!

دردی  فراتر ازدرد و هیاهو ، و هیاهویی فراتر از غوغای هیاهوی عاشقانه

 را یافتم!

آهای همه به من بنگیرید که میخواهم از عشق واقعی برایتان بگویم…

می دانم همه شما شکست خورده اید ، همه شما از عشق خسته اید ،

پریشانید ، پشیمانید اما چند لحظه ای به من بنگرید!

آهای ای عاشق تو که شکست خورده ای ، و حتی آهای عاشقی که هنوز

به عشق خود وفاداری و میخواهی که تا پایان راه با عشقت بمانی…

آهای ای عاشق مغرور ، آهای ای معشوق مجنون …

آهای تو که ادعا میکنی مجنون قصه هایی ، آهای تو که ادعا میکنی لیلی با

وفایی!

آهای ای عاشق غم گرفته ، آهای ای عاشق گریان ، ای معشوق پریشان!

به من بنگرید میخواهم برای شما از عشق بگویم …

عشقی که واقعی تر از معنای واقعی خودش است …

عشقی که هیچگونه جای ابرازی برای ما عاشقان نمیگذارد …

عشقی که در بین ما عاشقان ابراز شدنی نیست!

یافتم همان عشق واقعی را ، یافتم همان عشق عارفانه را!

عشق واقعی همه جاست ، عشق واقعی در قلب همه ما انسانهاست.

آهای آدمیان ما همه عاشقیم و از عشقمان بی خبر!

ما همه عاشقیم و خودمان نمیدانیم…

عشق ما خداست! خدایی که آنقدر مهر و محبت به ما میرساند که ما را

عاشق خودش کرده است!

خدا تمام وجود ماست، خدا زندگی ماست ، بدون خدا مرگ زندگی ماست!

این جملات نیز در بین درد و دلهای عاشق و معشوق رواج دارد اما به آن عمل

 نمی شود…

اما اینک تمام این جملات یک حقیقت است که ما بدون خداوند نمی توانیم

زندگی کنیم و خداوند تمام وجود ماست…

عشق به خدا غروری بی نهایت دارد که در وجود همه ما عاشقان است!

خداست که تن بی جان ما را با حضورش جان میدهد ، خداست که مهربانی را

به ما هدیه می دهد ، خداست که هر روز باغی از گلهای بهشتی را در میان

دیدگان ما قرار میدهد …

آن کوه بلند ، آن آسمان آبی ، آن خورشید در خشان در روزها ، آن مهتاب

نورانی ، آن ستاره درخشان ، در شبها !

دیگر چه میخوای ای عاشق؟ هر چه زیبایی در این دنیا است را خداوند به تو

تقدیم کرده است ! آیا تو میتوانی در مقابل این همه زیبایی ها که خداوند

( معشقوت ) به تو تقدیم کرده است در برابرش چیزی هدیه کنی؟

آیا میتوانی در مقابل این ابراز دوست داشتن و عشق ورزیدن خداوند به او

عشق بورزی؟

آیا میتوانی جواب این همه محبت عاشقانه خداوند را بدهی؟

ای عاشق تو هر چه از باغچه ها و باغهای بزرگ این دنیا گل بچینی و در

بزرگترین سبد دنیا بچینی و بخواهی به تنها معشقوت که خدا هست هدیه

دهی باز در مقابل عشق ورزیدن او ناچیز خواهد بود!

معشوق به عشقش میگوید تمام ستاره های دنیا برای تو ، اما آیا می تواند

این ستاره ها را به عشقش هدیه دهد؟

اما خداوند این ستاره ها را آفرید که به شبهای تیره و تار عاشقانش هدیه

دهد!

خورشید را در آسمان زندگی مان قرار داد تا روزهایمان نورانی و گرم شود!

مهتاب را در شبهای ما قرار داد تا محفل شبهای عاشقانش را نورانی کند!

خداوند معشوق همه ما عاشقان است!

ما همه عاشقیم ، بی رنگی ، دروغ و خیانت در کار ما نیست!

رسم ما دروغ و خیانت در کار معشوقمان ( خداوند) نیست!

خدا معشوق همه ما عاشقان است چون ارزش و توان ابراز عشق ورزیدن به

همه ما انسان ها را دارد!

کسی از عشق به خدا حسادتی نمی ورزد چون خودش نیز می تواند عاشق

 واقعی خداوند باشد!

آهای عاشق وقتی دلت میگیرد دیگر نیازی به گریه و اشک ریختن یا به خاطر

دوری و یا به خاطر اینکه از عشقت فاصله داری نیست !

چون عشق تو همینجاست! هم در قلبت نهفته است و هم اینکه در همه جا

می باشد و هوای تو را دارد!

عشقت همیشه با تو هست ، حالا هر چه میخواهی با تنها عشقت یعنی خدا

درد و دل کن!

خداوند درد و دلهایش را در کتاب مقدس قرآن نوشته است، هر چه میخوای

آن درد و دلهای عاشقانه اش را بخوان!

تو نیز زمانی که درد و دل داری میتوانی به او بگویی!

آهای ای عاشقان عشق شما همه بیهوده است ، آهای عاشقان معنی

عشق در نگاه همه ما آدمیان به این دنیای زیبا است!

حتی عشق به مادر نیز عشقی زودگذر و پایان یافتنی می باشد !

محبت مادرانه ابدی نیست !

حتی این محبت مادرانه ممکن است روزی از ما گرفته شود!

این عشق به خداست که نه تنها چیزی از ما نمیگیرد بلکه هر چه زیبایی در

 این دنیا بخواهی به ما هدیه میدهد!

این همه زیبایی ها و این همه ابراز عشق ورزیدن و دوست داشتن که خداوند

 ( تنها معشوقمان ) به ما هدیه کرده را نمیتوان به صورت واژه و یا شعر وصف

کرد !

دست یافتن به این واژ ها ی عاشقانه غیر ممکن است!

اینها همه با یک نگاه میتوان درک و احساس کرد!

کلام آخرم سکوت است ، دیگر چیزی نمیتوانم بگویم چون صدایی از حنجره ام

 بلند نمی شود!

دستهایم دیگر توان نوشتن هیچ واژه ای در مورد عشق به خداوند نخواهند

داشت!

پس حرف آخر!!

ای عاشقان دیگر هیچ ادعایی و هیچ غروری نداشته باشید که تنها شمایید

 که عاشق عشقتان هستید ، و ادعا نکنید که عشقتان بهترین و زیباترین

است بلکه خودتان با یک نگاه و با عقل و منطق می توانید اطرافتان را بنگیرد و

آنوقت بگویید عشق واقعی کیست و کجاست!

عشقی که من صحبت از آن کردم ، نه هوس است ، نه خوش گذرانی است و

 نه سختی ، انتظار ، اشک ریختن ، غم و غصه ، ناله ، جدایی ، وداع در آن

است و نه پایانی دارد! این عشق ابدی است!

این آتش عشق ما به خداوند با هیچ چیز خاموش نمی شود ، و این قلب

عاشق ما به هیچ قلبی دیگر فروخته نخواهد شد!

این قلب کوچکمان را معشوقمان به ما هدیه کرد و آفرید و ما نیز دوباره این

قلب کوچک و عاشق را به او هدیه می کنیم!

این غوغای عشقمان به خدا به هیچ وجه آرام نمی شود و این غوغای عشق

 تا ابد غوغا به پا خواهد کرد!

اینک با افتخار دستهایمان را به سوی تنها عشقمان بالا می بریم و از تمام

وجودمان و از ته قلب عاشقمان به خداوند به خاطر این همه زیبایی ها و ابراز

 دوست داشتن و عشقی که به ما داشته است و کسی را در مقابل ما گذاشته که دوستش داشته باشیم و  با این همه محبت و مهر خودش ما عاشقان را شرمنده کرده است میگوییم:

خدایا خیلی دوستت داریم!

عزیز راه دورم فقط به خاطر تو زنده ام

چهارشنبه 25 آذر‌ماه سال 1383 ساعت 09:36 ب.ظ

نظر شما چیه؟

سلام خدمت شما عزیزان عاشق. من در این وبلاگ می خواهم نظرات خود وشما دوستان محترم را در
 زمینه های عشق در یک جمله... درد و دلهای عاشقان...درد عشق شما عاشقان.... تجربه های عشقی و ....منعکس کنم.ازشما خوانندگان عاشق می خواهم که مرا یاری کنید..... همیشه عاشق باشید ....خدا نگهدار....امیر
 

 زیباترین نظرات تا این لحظه :
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نازی نازگلک

سلام...تاحالا به معنی واژه عشق فکر کردید
خوب حالا من میگم
معنی لغوی عشق کلمه فدا و فداشدناست
و عشق نام گیاهی است که بیشتر در کشورهای عربی و مخصوصا عراق میروید این گیاه پس از بزرگ شدن به دور گیاهان دیگر میپیچد وتمام انرژی ومواد غذایی ذخیره شده در خودش رو به گیاه مقابل میدهد واین کار تا جایی ادامه پیدا میکند تا خود خشک شده و از پا دراید...عشق یعنی فدا شدن....عشق یعنی من با تو در کنار هم....عشق یعنی چیزی که ما نمی تونیم به زبان گفتاری تعریفش کنیم...عشق بالاتر از ذهن ماست...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بهار
سلام.کلمه عشق رو که میشنوم دلم میگیره چون بی وفایی زیاد دیدم.فراموش نکن خنجرها فراوانند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شهروز
عاشق شدن که اسونه....
عاشق موندن سخته....کاش میشد یاد بگیریم....اشتباهات خودمون رو....به حساب عشق نذاریم...از عشق یه تجربه ی تلخ نسازیم...
کاش میتونستیم بفهمیم...عشق یعنی...صدای شکستن تنهایی....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قاصدک
نظر من در مورد عشق وحشتناکه ;)
می دونی به نظر من عشق جوششی زودگذر و پیوندیه از سر نا بینایی!
عشق بیشتر از غریزه سر چشمه می گیره و هر چی از غریضه سر بزنه بی ارزشه!
عشق جوششی یک جانبه است فکر نمی کنه که معشوق کیه چه هویتی داره در آن واحد بوجود می یاد با همون سرعتی که پدید اومده از بین می ره!
عشق خشنه و شدید و در عین حال نا پایدار و نا مطمئنه!
می دونی به نظر من دوست داشتن از عشق بهتره!
دوست داشتن از روح نشئت می گیره و تا هر جا که روح ارتفاع داشته باشه دوست داشتن هم پا به پای اون اوج می گیره!
دوست داشتن لطیف و نرم و پایدارو سر شار از اطمینانه!
شاد باشی تا همیشه.........قاصدک.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
علی
عشق چیست؟شخصی به همسرش میگه من عاشق تو هستم و بدون تو نمیتونم زندگی کنم اما این عشق نیست گرسنگی هستش.شما نمیتونید در ان واحد هم کسی رو دوست داشته باشید و هم بی تابانه نیازمندش باشید عاشق واقعی کسی هست که معشوق خودش رو ازاد بزاره تا خودش باشه.در عشق اجباری نیست.عشق یعنی امکان انتخاب به معشوق دادن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فرامرز
عشق یادگار تمام لحظه های عاشقانه نگاه است ..تمام تفکراتی که روزی دل بود و بعد نام عشق گرفت ...عشق خود درد است ..اما دوست داشتنی است ....تقدیر او را اینچنین کرده ..اما یادمان باشد سوختن و ساختن آن هم به طعم عشق خود عشق است ...راستی هرزگی همین نزدیکی هاست ....(منم و یه دنیا تنها)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سه‌شنبه 24 آذر‌ماه سال 1383 ساعت 08:38 ب.ظ

شبی دیگر بی تو....

باز قلم بر دست میگیرم..باز مینویسم..نه برای خودم...برای یک عزیز..برای یه دوست...برای یه مهربون..برای کسی که سالهاست در قلبم عشقمو پرورش دادم..کسی که به زودی باز میاد پیشم ...کسی که من باید فقط و فقط در سال چتد روز ببینمش....کسی که با عشقش منو دیونه خودش کرده ...یادم ۶ سال پیش بود که با یه نگا عاشقش شدم...اون وقتها من سنی نداشتم ولی عشق در من به وجود امد...عشقی که به پاک بودنش قسم می خورم...ولی نمیدونم چرا ما..ما که با تمام وجود همدیگرو می پرستیم باید از هم دور باشیم...فقط صدای همو بشنویم...دلم گرفته است...میخاهم بگریم اما اشک به میهمانی چشمانم نمی آید.می خام فریاد بزنم ولی نمیتونم...میخوام تو آغوش عشقم باشم ولی نمی تونم...خدایا گناه من چی بده که باید اینتوری شکنجه بشم....میدونم..گناه من..گناه من عشقم بوده..گناه من این بوده که عاشقم..گناه من بی گناهیم....تنم خسته و روحم رنجور شده و میخواهم از این همه ناراحتی بگریزم ...اما پاهایم هم یاریم نمیکنن...مثل  پرنده ایی در قفس زندانی گشته ام...پرنده ای که خیلی تنهاست...پرنده ای که یارش پشت پنجره نشسته و صداش میکنه..ولی نمیتونن با هم باشن...از این همه تکرار خسته شده ام , چقدر دلم میخواهد طعم واقعی زندگی را بچشم..طعم عشق را از نزدیک احساس کنم...چقدر دلم میخواهد مثل قدیم با  هم بودیم....کاش قدر لحظه هامونو می دونستیم...کاش وقتی که در کنارم بودی معنای عشق رو بهت ثابت میکرم..اما افسوس که قدر لحظه هارو ندونستم....چقدر دلم میخواهد مثل قدیم کلمه ی دوستت دارم را هر روز از زبانت بشنوم..نمیگم که الان این طور نیست ولی.....!!! فاصله یه حرف سادست بین بودن و نبودن....این حرف سیاوش..ولی برداشت من ازش این بود....چون درد عشقم همین بود...نمیشه از تو برید نمیشه از تو گذشت...چون برای من بهترین بودی و هستی و خواهی بود...امروز دلم از روزای پیش خیلی بشتر برات تنگ شده ...خدایا کمکم کن...کمکم کن تا عشقمو که سالهاست در دل نگه داشتم پورش دهم...دلی که به خودت قسم پاکیش برات ثابت شده...در میان من و تو فاصله هاست...دلم گرفته...دلم خیلی  گرفته....واسه خودم دارم میگم. میخوام این دلگرفتگیه عمیق اینجا بمونه....میخوام همیشه تورو ببینم..چون عاشقتم..ولی من عشق رو قبول ندارم..چون این عشقی که ما تو زبونمون مبچرخونیم اونی نیست که واقعا وجود داره..عشق ۳ حرف ع ش ق ...ولی عشق واقعی یک دنیاست...نه خیلی بیشتر از این حرفاست....وقتی آموزگار گفت عشق چند بخشه یه بار دستم رو از بالا به پایین آوردم و گفتم یک بخش ولی وقتی تو رو   شناختم فهمیدم عشق سه بخشه : عطش تو را دیدن .. شوق با تو بودن و اندوه بی تو بودن....عزیز راه دورم دوستت دارم...منتظرت میمونم تا که بیای......!!!
دوست دار تو امیر
دوشنبه 23 آذر‌ماه سال 1383 ساعت 01:30 ق.ظ

تو گلــــــــــی ...

زیبایی مثل گلی! اما هنوز غنچه ای! گلی که شبنمش همان اشکهایت است،

 برگهایش همان دستان گرمت است ، ساقه اش همان پاهای پرتوانت است .

ریشه اش همان قلب مهربانت است . غنچه اش همان لبهای سرخ بازت

 است.

تو مثل گل پژمرده نمی شوی و همیشه همان گلی که بودی باقی می

 مانی!

عطر و بویت مرا دیوانه می کند و عاشق.

در بین تمام گلها خوش بوترین گل تویی، زیباترین گل تویی!

زیبایی تو را ندارد هیچ کسی!

غنچه ای هستی که با روییدنت در باغچه قلبم، قلبم را پر از مهر و محبتت

کرده ای .

قلبم را سرختر کرده ای و امیدوارتر!

با بودن تو باغچه دلم تبدیل به بهشتی می شود که آن بهشت به زیبایی و

 سرخی تو می نازد!

بقیه گلها با دیدن تو و به خاطر زیبایی ات از شرمندگی پرپر می شوند …

تو با اینکه غنچه ای اما پر از عطر و بویی!

با روییدنت بهارعشق را با قلب سوخته من آشنا کردی و قلب مرا سبز و

 عاشق کردی!

با روییدنت بوی بهار را با حیاط قلبم آشنا ساختی و نوید آمدن بهارعشق و

 دوستی را به من دادی!

با مهر و محبتم تو را که تنها غنچه باغچه قلبم هستی سیراب میکنم و در

 برابر طوفان بی محبتی و بی مهری از تو محافظت می کنم و سالها و روزها

 به انتظارت می نشینم تا تبدیل به گلی شوی که قلبم را پر از عطر و بوی

 محبت و عشق خودت کنی!



  دوستت دارم ای گل من

جمعه 20 آذر‌ماه سال 1383 ساعت 11:01 ب.ظ

دلم گرفته



من و تو قصه ی یک کهنه کتابیم مگه نه ؟یه سوالیم یه سوال بی جوابیم مگه نه ؟یه روزی قصه ی پر غصه ی مام (ما هم)

 

تموم میشه آخرش نقطه ی پایان کتابیم مگه نه ؟پشت هم موج بلا میشکنه و جلو میاد!وا ما که روی آب مثل حبابیم مگه نه ؟

 

کی میگه ما باهمیم ما که باهم جفت غمیم دوتا عکسیم و به زندون یه قابیم مگه نه ؟ای خدا ابر محبت چرا بارون نداره

 

آسمون خشکه و ما تشنه ی آبیم مگه نه ؟کار دنیارو که چشمم دیده بود گفت به دلم ما دونا پنجره ی رو به سرابیم مگه نه ؟

 

عاشق شدن غرق شدن در دریاست ولی دوست داشتن شنا کردن در دریا

 

اگه یک روز فهمیدی که 1000 نفر دلشون برات تنگ شده بدون اولیش منم

 

اگه فهمیدی که 100 نفر دلشون برات تنگ شده بدون اولیش منم

 

اگه فهمیدی 10 نفر دلشون برات تنگ شده بدون اولیش منم

 

اگه یه روز دیدی که 1 نفر دلش برات تنگ شده بدون اون منم

 

اگه یه روز دیدی که دل هیچکس برات تنگ نشده بدون من مردم

 

بهت نمیگم دوست دارم قسم می خورم که دوست دارم - بهت نمیگم هر چی بخوای بهت میدم چون همه چیزم تویی -

 

نمیخوابم که خوابه تو ببینمچون خیال تو خوش تر از خوابه - اگه یه روز چشمات پر اشک شد دنبال شونه ای گشتی تا گریه

 

کنی صدام کن قول نمیدم اشکاتو پاک کنم منم باهات گریه می کنم - اگه دنبال مجسمه ی سکوتی گشتی تا سرش داد بزنی

 

صدام کن قول میدم ساکت بمونم - اگه دنبال خرابه ای گشتی تا نفرت رو در اون دفن کنی صدام کن ، قلبم تنها خرابه ی

 

وجود توست - اگه یک روز صدات کردم که بهت نیاز دارم بهم نگو کجایی فقط 1 لحظه چشماتو ببند وبهم فکر کن

 

تاریکم . نور میخواهم /نهرم . جوی میخواخم /خسته ام . خواب میخواهم /عاشقم . دل میخواهم /غمگینم . مهر میخواهم

 

هر که باشم.هرچه باشم هرکجا بی تو باشم فقیرم . تورا میخواهم

 

اگه عاشقت بودن گناه ِ ، تو رو خواستن ، با تو بودن ، بی تو مردن ، تو رو نفس کشیدن ،‌ واسه غمهات گریه کردن

 

واسه عشقت دیوونه بودن ، ‌اگه بوسیدن تو ، اگه لمس دستات ... اگه اینا گناه ِ

 

اگه عشق تو گناه ِ ....

 

آره من بزرگترین گناهکارم !!!

 

((عطر زرد گل یاسو نمی‌‌خوام نمرهء بیست کلاسو نمی‌خوام من تورومیخوام اونارو نمی‌خوامنفسم تویی هوا رو نمی‌خوام

 

می دونی چشم منو گرفتی و جزتو هیچی از خدامون نمی‌خوامچشم شرقی سیاهو نمی‌خوامصورتای مثل ماهو نمی‌خوام

 

آخه وقتی تو تو فکر من باشی حق دارم بگم گناهو نمی‌خوام شعرای ساده و تازه نمی‌خوام اون که می‌گه اهل سازه نمی‌خوام

 

من دلم می‌خواد تورو داشته باشم واسه اینم اجازه نمی‌خوام آذر و خرداد و تیرو نمی خوامآدمای سربزیر و نمی خوام

 

یا تو یا هیچکس دیگه به خدا خدا هم خودش می‌دونه نمی‌خوام من تو رو می‌خوام اونا رو نمی‌خوام

 

نفسم تویی هوا رو نمی‌خوام ))

 

جمعه 20 آذر‌ماه سال 1383 ساعت 09:13 ب.ظ

آرامش

 Your browser dosen't support Plug-ins. Please update your browser.

1 2 >>