X
تبلیغات
رایتل

درد عشق امیر یوسف

غوغای عشق در دفتر عشق امیر یوسف

چهارشنبه 5 اسفند‌ماه سال 1383 ساعت 09:02 ب.ظ

انتظار

انتظار

قلبی در این سوی دنیا و قلبی دیگر در آن سوی ابرها.

بی خبر از چهره قلب تنها. فقط می داند من عاشقم و من هم می دانم او معشوق

است.هنوز او را ندیده ام اما حرفهایش به من ندای آمدنش را می دهد.

درست است که ما همدیگر را ندیده ایم اما مهر و محبت همدیگر را احساس کرده

ایم.می دانم در قلب تو چه می گذرد .
دیدار فرا خواهد رسید به زودی انتظار
 
قلبهایمان به پایان خواهد رسید و ما همدیگر را خواهیم دید.

سرنوشت به زودی ما را به هم می رساند.

حرفهایت زیباست ، امید زندگی کردن را به من می دهد ، امید دوباره عاشق شدن را

. تنها یک جمله می تواند این دلخوشی را به من بدهد که تو را در کنارم
 
احساس کنم فقط بگو فراموشت نخواهم کرد تا آخر راه زندگی مان.

من هیچگاه تو را فراموش نخواهم کرد مطمئن باش این مهر و محبتی که نسبت
 
به من داری را از یادها فراموش نخواهم کرد و همیشه تو را در قلبم نگه نخواهم
 
داشت . مرا فراموش نکن چون من تو را فراموش نخواهم کرد .

تو با حرفهایت با نامه هایت مرا امیدوار خواهی کرد تا من بتوانم تو را

تنها دلخوشی زندگی قرار دهم .

می خواهم دردل د دلم را خالی کنم با تو و با قلب تو.